تبلیغات
paeiz - برف..!
جمعه 19 خرداد 1391

برف..!

   نوشته شده توسط: FatemeH .    

برف را دوست نداشت ،

از میان همکلاسیانش فقط او از دیدن دانه های برف پشت پنجره ، ذوق نمی کرد..!

در راه برگشت ، همه می دویدند و برف بازی  میکردند ..

صدای خنده هایشان خیابان را پر کرده بود ...!

او آرام ، از کنار پیاده رو ، از خنده ی دوستانش دور شد..!

کسی جز خودش نمی دانست که چقدر برف را دوست دارد ..

اما کف کفش هایش سوراخ بزرگی بود ....!

زجرش می داد این برف ها ..!

زجرش می داد این خنده ها ..!

با پاهایی خیس ، به خانه رسید ..... !


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر