تبلیغات
paeiz - مرا بیش از این یک لحظه به خود نگاه می دارید؟!
جمعه 19 خرداد 1391

مرا بیش از این یک لحظه به خود نگاه می دارید؟!

   نوشته شده توسط: FatemeH .    

من که می توانم بود جز ستاره ی کوچک آب برکه، 
که به ستاره ای بی نظیر آسمانی  می نگرد.
مرا یک لحظه سکوت، یک لحظه صدا، یک نسیم مرطوب بهاری و یا لبان کوچک سنجابی ویران می سازد.
من که خواهم بود جز یک وجود موهوم و نا ماندنی؛ 
جز یک لحظه ی عشقی به دیدار ماندنی.
جز آن نقطه ی کوچک نورانی غرقه در تاریکی.
جزآن  برق معصومیت چشمهای لرزان و معصوم آهویی، 
مسلول پلک بر هم نهادن چشمان برکه ای.
مرا اشک سرد پروانه ای بال شکسته، 
ناله ی رنجور زاغی  دل شکسته، به هم می ریزد؛
من آن  یک لحظه ی فراموش شدنی  ام، 
که احساسی به وسعت تمامی  زمانهای عالم داشته ام.
آن لحظه ی کوچک و آن  درخشش ناپایدارم، 
که  جاودانه  دل دوخته ی دیدگان قبله  خویشم،
تا مگربرگی از درختی بیفتد و نا تمام بمانم...
ای طبیعت سبز شعله وردر سکوتی تاریک و ستاره ای که وجودم را از تو به حقیقت می گیرم!
همانند خواب آرام و زلال  یک بچه دارکوب، 
ویا نرمی سبک و خیس گلبرگ های یک گل وحشی،
ویا خویشتن داری غوکی از آواز ه خوانی نیمه شبی، 
مرا بیش از این یک لحظه به خود نگاه می دارید؟!!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر